**دخـــــــتر و پـــــــسر ایـــــرونی**

بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من

بیا با من به شهر عشق رو کن خانهاش با من

نگو دیوانه کو زنجیر گیسو را زهم وا کن

دل دیوانه ی دیوانه ی دیوانه اش با من

بیا تا سر به روی شانه ی هم راز دل گوییم

اگر مویت به رویت شد پریشان شانه اش با من

نگو دیگر به من اندر دل اتش نمیسوزد

تو گرمم کن به افسونت گرمی افسانه اش با من

چه بشکن بشکنی دارد فلک بر حال سرمستان

چو پیمان بشکنی بشکستن پیمانه اش با من

در این دنیای وا نفسای بی فردا

خدایا عاشقان را غم مده شکرانهاش با من


09512263679157717970.jpg

[ پنجشنبه بیستم مهر 1391 ] [ 11:14 ] [ محسن والهه ] [ ]

روزوشبم شدی تو از ان لحظه که امدی

...

قانون زندگی ام بهم خورد، از لحظه ای که به قلبم آمدی

...

نمیدانم چرا میگیرد نفسهایم

نمیدانم چرا اینگونه میریزد اشکهایم

میگویند اینها همه درد های عاشقیست ،

نمیدانم حرف دلم را باور کنم یا حرف آنها را ،

شاید این هم یکی از درد های همیشگیست

میترسم از آن روزی که رهایم کنی ،

شاید فکر کنی که محال است قلبت را از قلبم جدا کنی

این روزها کار همه بی وفاییست

تا این حد هم نباید مرا به یک عشق ماندگار مطمئن کنی

تو خواستی مرا به خودت وابسته کنی

تو خواستی قلبم را اسیر قلب پاکت کنی

دیگر محال است بتوانی مرا از خودت سیر کنی

!

این قلبی که در سینه دارم آن قلب تنها نیست

حال و هوای من مثل گذشته ها نیست

حالا دیگر وجودم نیز مال خودم نیست ،

این اشکهایی که میریزد از چشمانم، دست خودم نیست

این دلتنگی ها و بی قراری هایم حس و حال همیشگیست

قانون زندگی ام بهم خورد ، از لحظه ای که تو آمدی

آمدی و شدی همه زندگی ام ،

هستم تا آخرین نفس با تو، ای تنها بهانه نفس کشیدنم


nx22mhn3khcs8ks6dfg.jpg

[ سه شنبه یازدهم مهر 1391 ] [ 19:41 ] [ محسن والهه ] [ ]
اشتباه کوچک فاجعه بزرگ

نشسته بودم رو نیمکت پارک کلاغ هارامیشمردم تا بیایدسنگ می انداختم 
بهشان

می پریدنددورتر می نشستند.ساعت از وقت قرار گذشته بود.نیامد نگران 
کلافه

عصبی شدم گلی که دستم بود را انداختم زمین ازجایم بلند شدم یقه 
پالتوام را

بالا دادم دستهایم را  تو جیبم کردم نرسیده به خیابان صدایش از پشت سر 
امد

صدای تند قدم هایش ونفس هایش به پشت برنگشتم حتی برای دعوا 
قهراز

خیابان گذشتم هنوز داشت پشت سرم می امد صدایم میکردآن طرف 
خیابان

ایستادم مقابل ماشین هنوز پشتم بهش بود کلید انداختم در را باز کردم 
بنشینم

بروم برای همیشه که صدای بوق وترمز شدیدوفریادناله ای کوتاه ریخت تو 
گوشم

درون جانم تندی برگشتم دیدمش پخش خیابان شده بودسرش خورده بود 
به

اسفالت وخون راه کشیده بود می رفت سمت جوی کنار خیابان دویدم 
طرفش

بالای سرش ایستادم هاج وواج نگاهش کردم نگاهم ماند روی استین 
مانتواش

 که بالارفته بودساعتش پیدا بود 4:5نگاهم برگشت ساعت خودم را 
دیدم4:45


گیج درب وداغون نگاه به ساعت راننده ی بخت برگشته کردم عدد4:5 
بود!!!
نگران
s23Qz.jpg

[ شنبه یکم مهر 1391 ] [ 12:45 ] [ محسن والهه ] [ ]



تو که از خاطر عشق جدایم کردی


پس چرا باز غریبانه صدایم کردی


تو همانی که ندادی دل تنهای مرا


بین تنهایی یک درد رهایم کردی


راه پرپیچ وخم وسخت وپر از طوفان بود


توولی کفشی از احساس به پایم کردی


همه زندگیم وقف تو وعشق توشد


توبگو گوشه کاری که برایم کردی


گرچه افسانه نبودم ولی مثل کتاب


کهنه وخرد شدم بس که تایم کردی



tnlp4wdq4p9dvw5pja9.jpg
[ پنجشنبه نهم شهریور 1391 ] [ 18:36 ] [ محسن والهه ] [ ]
مثل تموم قصه ها  

قصه مابه سر رسيد      امابازم هيشگي به يارش نرسيد

 
مثل تموم قصه ها 

يه عاشقي ديونه شد                 يك قلب پاك وبي گناه


مثل تموم قصه ها 

طفلكي قلب عاشقم           به اين زودي حروم شدش


مثل تموم قصه ها 

پرشد اشك ازچشم ها           قلب هاي ما دست كيه



مثل تموم قصه ها 

راستي فراموشم نكن               اينجوري خاموشم نكن



مثل تموم قصه ها

خدانگهدارت عزيزم
index.jpeg

[ جمعه بیست و هفتم مرداد 1391 ] [ 17:36 ] [ محسن والهه ] [ ]
1z4ls42.gif

چقدرسخته توچشاي كسي كه تمام عشقت رو ازت دزديده


زل بزني وبه جاي اينكه لبريزكينه و نفرت شي حس كني كه


هنوزم دوسش داري!


چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تكيه بدي كه


يك بار زير آوارغرورش همه وجودت له شده


چقدر سخته تو خيالت ساعتهاباهاش حرف بزني اما وقتي


ديديش هيچ چيزي جزسلام نتوني بهش بگي


چقدر سخته وقتي پشتت بهش دونه هاي اشك گونه هاتو


خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تانفهمه كه هنوزم


دوسش داري !


چقدر سخته گل آرزوهات رو توباغ ديگه اي ببيني و هزار


بارتوخودت بشكني وبعدآروم بگي گل من


.....باغچه نومبارك!


_-love-_.jpg


[ یکشنبه پانزدهم مرداد 1391 ] [ 15:57 ] [ محسن والهه ] [ ]
سفر....

به سفر خواهم رفت

قلب من در تپش است

لحظه تلخ وداع هرگز از يادم نخواهد رفت

من تورا ميبينم با لباني خندان

چمداني در دست كوله باري برپشت

اشك من چون باران ودو دستم لرزان

من دو چشمم خيره... خيره به جاده اي

كه قرار است تو فردا بروي

وسرانجام تورابا خود برد

ومن....

فقط دست تكان دادم

غرق انديشه كه من

تاابد از تو جدا خواهم بود؟؟

62826875062647357322.jpg
[ شنبه هفتم مرداد 1391 ] [ 19:11 ] [ محسن والهه ] [ ]

آرامش:


دختروپسركوچك سرگرم بازي بودند.پسرك چند تيله داشت


ودخترك چند شيريني.پسرك به دخترك گفت:من همه تيله هايم را


به تو ميدهم تونيز همه شيريني هايت را بمن بده.


دخترك قبول كرد.پسرك بزرگترين وقشنگترين تيله را


براي خودش كنار گذاشت وبقيه را به دخترك داد.


امادخترك همان طور كه قول داده بودتمام شيريني هايش


رابه پسرك داد.همان شب دخترك با آرامش تمام خوابيد


و خوابش برد.ولي پسرك نمي توانست بخوابد چون به اين


فكر بود كه همانطوري كه خودش بهترين تيله را يواشكي


پنهان كرده شايد دخترك هم مثل اوكمي از شيريني هايش


راقايم كرده وهمه شيريني ها را به او نداده!!!!




[ دوشنبه دوم مرداد 1391 ] [ 12:53 ] [ محسن والهه ] [ ]

درباره وبلاگ


آخرين مطالب
طراحی
امکانات وب

كد آهنگ

مرجع کد آهنگ


کد پیغام خوش آمدگویی
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
***
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
***
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
***
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
**
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
**
تصاویر زیباسازی نایت اسکین
*****

جاوا اسكریپت